سد کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سد کردن . [ س َک َ دَ ] (مص مرکب ) بستن و استوار کردن : از چه کنی سد در داد و ستد فایده در داد و ستد میرسد. ایرج میرزا. رجوع به سد شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سد کردن . [ س َک َ دَ ] (مص مرکب ) بستن و استوار کردن : از چه کنی سد در داد و ستد فایده در داد و ستد میرسد. ایرج میرزا. رجوع به سد شود.