سخت جان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سخت جان . [ س َ ] (ص مرکب ) سنگدل و بیرحم . (آنندراج ) (غیاث ) (مجموعه ٔ مترادفات ص ٧٤) : سختی ره بین و مشو سست ران سست گمانی مکن ای سخت جان . نظامی . ◄ سختی کش . (مجموعه ٔ مترادفات ص ٢٠٩). که تعب و رنج بسیار کشد. که مصیبتهای سخت تواند کشید.