فرهنگ لغت

سخامیة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سخامیة. [ س ُ می ی َ ] (ع اِ) می زود فروشونده . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ). سیکی آسان خوار. (یادداشت مؤلف ). رجوع به سخام و سخامی شود.

معنی سخامیة | فرهنگ لغت