سحول
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سحول . [ س َ ] (ع ص ) گازر. (منتهی الارب ) (آنندراج ).
سحول . [ س ُ] (ع اِ) ج ِ سحل . (منتهی الارب ). رجوع به سحل شود.
سحول . [ س َ ] (اِخ ) قریه ای است به یمن که جامه ٔ خوب در آن می بافند. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (معجم البلدان ). یقال : ثیاب سحولیة، و سحولیة بضم سین روایت کنند و بفتح مشهور است . (اقرب الموارد). قریه ای است به یمن . (امتاع الاسماع ج ١ ص ٥٥٠).