سحرآگند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سحرآگند. [ س ِ گ َ ] (ن مف مرکب )پر از سحر. ◄ جادوگر. ساحر : نشان پشت من است آن دو زلف مشک آگین نشان جان من است آن دو چشم سحرآگند. رودکی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سحرآگند. [ س ِ گ َ ] (ن مف مرکب )پر از سحر. ◄ جادوگر. ساحر : نشان پشت من است آن دو زلف مشک آگین نشان جان من است آن دو چشم سحرآگند. رودکی .