سجیت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سجیت . [ س َ جی ی َ ] (از ع، اِ) سجیة. خوی : و سلطان در قبول پیغام او و اکرام رسول و تحقیق مأمول، آثار اریحیت طبع و انوار کرم سجیت و طهارت محتد و نزاهت عنصر کریم خویش ظاهر گردانید. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص ٢٢٩).با شرف ابوت و خدمت خاندان کثرت عشایر سجیت ظلم داشت . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص ٢٦٩). رجوع به سجیة شود.