سجو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سجو. [ س ُ ج ُوو ] (ع مص ) نالیدن ناقه . (از اقرب الموارد).
سجو. [ س َج ْوْ ] (ع مص ) آرام گرفتن و دائم شدن و پائیدن، و از این جهت دریا و چشم را ساجی گویند. (منتهی الارب ) (متن اللغة). آرمیدن شب و دریاو پلک چشم . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ).