سجام
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(سَ) (اِ.) سرمای سخت.<br>
فرهنگ فارسی معین
(سَ) (اِ.) سرمای سخت.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سجام . [ س َ ] (اِ) شجام . و رجوع کنید به سجانیدن، سجیدن، سجد، سجن . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ).سرمای سخت . (برهان ) (آنندراج ). رجوع به شجام شود.
سجام . [ س ِ ] (ع مص ) روان شدن اشک . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).