فرهنگ لغت

ست العرب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ست العرب . [ س ِت ْ تُل ْ ع َ رَ ] (اِخ ) دختر محمدبن علی بن احمد بخاری مکنی به ام محمد. زنی صالح بود، علماء نزد او میرفتند و از او حدیث فرا میگرفتند، از جمله ٔ آنان حافظبن الجزری است که بسال ٧٦٦ هَ . ق . در خانه ٔ وی در سفح قاسیون دمشق از او حدیث شنید. ست العرب به سال ٧٧٠ هَ . ق . درگذشت . (الاعلام زرکلی چ ١ ص ٣٥٧).

معنی ست العرب | فرهنگ لغت