سبک پر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سبک پر. [ س َ ب ُ پ َ ] (نف مرکب ) تیزپرواز. (آنندراج ). تیزپر. تیزرو. مسرع : نه همه بینی کاین چرخ کبود از بر ما بسی از مرغ سبکپرتر و پرّنده تر است . ناصرخسرو. ننهاده اند در پر جغد و غراب و زاغ آن چابکی که در پر باز سبکپر است . اثیر اخسیکتی . بس سبکپر مپر ای مرغ که می نامه بری تا ز رخ پای ترا خرده ٔ زر بربندم . خاقانی . روان شد در هوا باز سبکپر جهان خالی شد از کبک و کبوتر. نظامی . از آن باغ سبکپرمانده پر داغ جهان تاریک بر وی چون پر زاغ . نظامی .