سبعین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سبعین . [ س َ ] (اِخ ) قریه ای است در باب حلب . (معجم البلدان ). دهی است بحلب که سیف الدوله به متنبی عطا کرد. (منتهی الارب ).
سبعین . [ س َ ع َ ] (ع اِ) مثنای سبع است . (از منتهی الارب ) : و کیف اخاف الناس و اﷲ قابض علی الناس و السبعین فی راحة اﷲ . فرزدق (از منتهی الارب ). ◄ هفت آسمان . هفت زمین . (از منتهی الارب ). رجوع به سَبْع شود.
سبعین . [ س َ ] (ع عدد، ص، اِ) هفتاد. (آنندراج ) (غیاث ).