سبع شداد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سبع شداد. [ س َ ع ِ ش ِ ] (اِخ ) مراد از هف-ت فلک شداد. (آنندراج ) (غیاث ). ◄ جمع شدید در اینجا کنایه از فلک است . (آنندراج ) (غیاث ) : گویم که چهاراساس عمرت چون سبع شداد باد محکم . خاقانی . در تب ربع اوفتد سبع شداد از نهیب تخت محاسب شود قبه ٔ چرخ از غبار. خاقانی .