سبزچشم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سبزچشم . [ س َ چ َ/ چ ِ ] (ص مرکب ) کبودچشم که در علم قیافه به بیمروتی و شقاوت مخصوص است . (آنندراج ) (غیاث ). کبودچشم . (مهذب الاسماء). ازرق . (السامی فی الاسامی ) : رقیب تو که یا رب کور و کر باد عجایب سبزچشمی زردگوشی . باقر کاشی (از آنندراج ).