سبزپوشی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سبزپوشی . [ س َ ] (حامص مرکب ) عمل سبز پوشیدن : فلک را داده سَرْوَش سبزپوشی عمامش باد را عنبرفروشی . نظامی . سبزپوشی به از علامت زرد سبزی آید بسروبن درخورد. نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سبزپوشی . [ س َ ] (حامص مرکب ) عمل سبز پوشیدن : فلک را داده سَرْوَش سبزپوشی عمامش باد را عنبرفروشی . نظامی . سبزپوشی به از علامت زرد سبزی آید بسروبن درخورد. نظامی .