فرهنگ لغت

سباغ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سباغ . [ س ِ ] (اِ) نانخورش و معرب آن صباغ باشد. (برهان ) (رشیدی ). ◄ خانه ای که از خشت پوشیده باشد. ◄ دیوار خشتی . (ناظم الاطباء).

سباغ . [ س ُ ] (اِ) نوکرهای عدالت خانه . (ناظم الاطباء).

معنی سباغ | فرهنگ لغت