ساکن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(کِ) [ ع. ] (اِفا.)<BR>۱- بی حرکت.<BR>۲- مقیم، سکونت داشتن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطاهل، باشنده، سکنه، ماندگار، متوطن، مستقر، مقیمآرام، آرمیده، بیجنبش، بیحرکت، راکدغیرمتحرکواژه قبلی: ساکسفونواژه بعدی: ساکن گشتن