ساوری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ساوری . [ ] (اِخ ) نام فیلسوفی از یونان . (ابن الندیم از اسحاق بن حنین ). و رجوع به عیون الانباء ج ١ ص ٣٣ - ٣٦ شود.
ساوری . [ وَ ] (ترکی - مغولی، اِ)تحفه ٔ پیشکش و آن مرکب است . (آنندراج ). انعامی که در ازای خدمت میدهند. (ناظم الاطباء) : و ساوری و علوفه و ترغو ترتیب نکرده بودند. (تاریخ غازان ص ٣٠). و درین چند سال ... یام و ساوری و ترغو و علوفه و غیره بر هیچ ولایت حوالت نرفته بود. (تاریخ غازان ص ٢٥٥). پرسیدند که با وجود مخالفت و محاربت سبب ارسال نزل و ساوری چیست . (حبیب السیر ج ١ ص ٣٤٩). ◄ خدمت و بندگی . ◄ تحیت . ◄ باج و خراج . (ناظم الاطباء). رجوع به ساو شود.