ساهور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ساهور. (ع اِ) بیداری . ◄ بسیاری . (ازاقرب الموارد) (منتهی الارب ). ◄ ماه تاب . (منتهی الارب ). ◄ هاله ٔ ماه . ◄ غلاف ماه . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ◄ ماه . (اقرب الموارد). ◄ نه روز باقی ازماه . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ◄ سایه ٔ زمین بر روی زمین . (منتهی الارب ). سایه ٔ زمین . (اقرب الموارد). ◄ روی زمین . (منتهی الارب ):کسوف ؛ دخول قمر در ساهور. (از اقرب الموارد). ◄ خروج قمر از ساهور؛ آشکار شدن ماه آن . (از اقرب الموارد). ◄ بن چشم . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ ساهور العین ؛ بن چشمه و منبع آب آن . (اقرب الموارد).
ساهور. (اِخ ) کوهی است در مغرب که معدن سنگی است بهمین نام، و آن سنگی که جمیع سنگهای سخت را قطع کند. و بجای ها میم هم بنظر آمده است . اﷲ اعلم . (برهان ) (آنندراج ).