سامله
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سامله . [ م ِ ل َ / ل ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ماهیدشت بالا، بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان . واقع در ٤٦هزارگزی خاور کرمانشاه و ٤هزارگزی سراب فیروزآباد. هوای آن سرد و دارای ١٧٠ تن سکنه است . آب آنجا از رودخانه ٔ محلی تأمین میشود و محصول آن غلات، حبوب، صیفی، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است و در تابستان از طریق سراب فیروزآباد اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
سامله . [ م ِ ل َ / ل ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بیلوار بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان . واقع در ٢١هزارگزی شمال خاوری دیز گران و ٣هزارگزی باقله پایین . هوای آن سرد و دارای ٣٧٠ تن سکنه است . آب آن جا از چشمه و زه آب رودخانه ٔ باقله تأمین میشود. محصول آن غلات، حبوب، توتون، میوه جات لبنیات . شغل اهالی زراعت و قالیچه، جاجیم بافی و راه آن مالرو است . تابستان از سنقر، گل سفید، خانقاه اتومبیل می توان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).