سامار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سامار. (فرانسوی، اِ) گاهی اپیدرم کارپل های یک تخمدان در میوه های آکن متسع شده و میوه ٔ بالدار یا سامار تولید میسازد. بعضی از این میوه ها مانند زبان گنجشک و عرعر درازند. بعضی دیگر مانند میوه ٔ نارون و قوس گرد میباشند. میوه های افرا از دو اکن بالدار تشکیل یافته و دی سامار نامیده میشود. (گیاه شناسی ثابتی صص ٥٢١ - ٥٢٢).
سامار. (اِخ ) شهرکی است خرد از ناحیت کوه قارن (به دیلمان ) و از وی آهن و سرمه و سرب بسیار خیزد. (از حدود العالم ).