سالخوردگی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ یا د) (حامص.)<BR>۱- پیری.<BR>۲- فرسودگی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دَ یا د) (حامص.) ۱- پیری. ۲- فرسودگی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سالخوردگی . [ خوَر / خَرْ / خُر دَ / دِ ] (حامص مرکب ) پیری . کهن سالی . ◄ کهنگی .
مترادف و متضاد واژهدان
سالخوردگی، پیری، سالمندی، کهنسالی، کهولت (متضاد: جوانی، شباب) دیرینگی، قدمت کهنگی
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی