سال مه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سال مه .[ م َه ْ ] (اِ مرکب ) تاریخ است و آن حساب نگاه داشتن سال و ماه و روز باشد. (برهان ). ماه و روز. (جهانگیری ). حساب سال و ماه نگاه داشتن و آن را روزمه نیز گویند و تاریخ و توریخ مأخذش از این لفظ فارسی بوده و آن را ماه روز نیز گفته اند. (آنندراج ) : شدش فرامش آن سال مه که شهر ترا فروگرفت به نیرنگ و تنبل و دستان . مسعودسعد (از آنندراج ). رجوع به سال و مه شود.
سال مه . [ ل ِ م َه ْ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سال قمری باشد و آن سیصد و پنجاه و چهار روز است . (برهان ).
فرهنگ نامهای فارسی
نام زنانه