فرهنگ لغت

سافح

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سافح . [ ف ِ ] (ع ص ) ریزان . (منتهی الارب ). ریزنده ٔ خون یا اشک . (از شرح قاموس ) : مساقی جویبارش به آب سافح چون سواقی سیم ساق از شراب طافح . (ترجمه ٔ محاسن اصفهان ص ٢٤).

معنی سافح | فرهنگ لغت