ساطی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ساطی . (ع ص ) اسب فراخ گام . (مهذب الاسماء). اسب گام دور نهنده .(منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (المنجد). ◄ اسبی که در دویدن دم خود را بردارد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (المنجد) (ناظم الاطباء). ◄ اسبی که بر دیگر اسبان حمله کند. (منتهی الارب )(آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ سخت گیرنده بر کسی . (منتهی الارب ) (المنجد) (ناظم الاطباء). ◄ حمله کننده و مغلوب کننده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ اسب بر سر خود رونده . (منتهی الارب ). ◄ شتر نری که به غلبه ٔ شهوت از میان شتران بیرون آید از یکی بر دیگری . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ درازبالا. (منتهی الارب ) (آنندراج ). طویل . (ناظم الاطباء). ◄ بسیارشونده . ◄ چشنده . (منتهی الارب ) (المنجد).
ساطی . (اِخ ) دهی است جزء دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان اهر، واقع در ٣٠ هزارگزی جنوب خاوری اهر، و ٢هزارگزی راه شوسه ٔ اهر به خیاو. کوهستانی، و هوایش معتدل، و آبش از قنات و چشمه، و محصولش غلات و حبوبات است، و ٣٩٦ تن سکنه دارد که بزراعت و گله داری اشتغال دارند. از صنایع دستی محلی گلیم بافی در آن معمول است . راه مالرو دارد. در دو محل به فاصله ٔ یکهزار گز به ساطی بالا، و ساطی پائین مشهور، و سکنه ٔ ساطی بالا ٢٨١ تن است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٤).