ساطح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ساطح . [ طِ ] (ع ص ) گسترنده . ◄ خدای تبارک و تعالی که میگستراند زمین را. (ناظم الاطباء). ◄ برزمین افکننده . (منتهی الارب ) (المنجد).
ساطح . [ طِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان جانکی بخش لردگان شهرستان شهرکرد، واقع در ٤١هزارگزی جنوب خاوری لردگان، کنار آب خرسان . کوهستانی و هوایش معتدل، و آبش از چشمه و محصولش غلات است، ٦٤٦ تن سکنه دارد که به زراعت مشغولند، از صنایع دستی محلی بافتن گلیم و جاجیم میان زنان آن معمول است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ١٠).