سارس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سارس . (اِخ ) دهی است از دهستان زانوسرستاق بخش مرکزی شهرستان نوشهر، واقع در ٤٠ هزارگزی جنوب نوشهر، و ٦ هزارگزی پول .کوهستانی، و سردسیر و آب آن از چشمه و رودخانه ٔ محلی، و محصول آن غلات و ارزن است، ٤٩٠ تن سکنه دارد که به زراعت اشتغال دارند و عده ای از آنان در موسم زمستان در قشلاقهای کجور به چوب بری اشتغال میورزند. عده ای از سکنه از ایل خواجوند هستند. معصوم زاده ای دارد. راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٣).
سارس . [ رَ ] (اِ) جانوری است هندی . (الفاظ الادویه ).