سابیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ) (مص مر.) (عا.) نک ساییدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دَ) (مص مر.) (عا.) نک ساییدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سابیدن . [ دَ ] (مص ) در تداول عوام بجای ساییدن . رجوع به ساییدن شود: کاسبی کاه سابی است .
مترادف و متضاد واژهدان
ساییدن، سودن کوبیدن، نرم کردن سوهان زدن، صیقلی کردن زدودن پاک کردن، جلا دادن، صیقل دادن، براق کردن