زیور کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زیور کردن . [ زی وَ ک َدَ ] (مص مرکب ) آرایش کردن . زینت دادن : زین چنین پر زر و گوهر مدحت ای حجت رواست گر توجان دوربین خویش را زیور کنی . ناصرخسرو. رجوع به زیور و ترکیبهای آن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زیور کردن . [ زی وَ ک َدَ ] (مص مرکب ) آرایش کردن . زینت دادن : زین چنین پر زر و گوهر مدحت ای حجت رواست گر توجان دوربین خویش را زیور کنی . ناصرخسرو. رجوع به زیور و ترکیبهای آن شود.