زیتی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زیتی . [ زَ / زِ ] (ص نسبی ) رنگی باشد زرد که به سبزی زند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی، یادداشت بخط مرحوم دهخدا).منسوب به زیت . به رنگ زیت . (یادداشت ایضاً). بیرونی در ذیل انواع جواهر و یاقوتها آرد : ... ومن اشباهه الکرکهن فی جمیع انواعه، فمنه الخلوقی و الزیتی و الفستقی و... (الجماهر ص ٨٤). رجوع به همین کتاب ص ٧٦ و ٧٨ شود. و دلیل [ یعنی قاروره ] اندر بیشتر وقتها زیتی تمام باشد و گاه باشد که به سرخی گراید. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی، یادداشت بخط مرحوم دهخدا).