زچ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زچ . [زَ ] (ص، اِ) مخفف زاچ (زن نوزای ). (فرهنگ نظام ).
زچ . [ زُ ] (اِ) تیر پرتاب باشد که پیکان آنرا از استخوان فیل و شاخ قوچ و گاومیش و امثال آن سازند. لغتی (لهجه ای ) است در زج (با جیم ) بدین معنی . (از برهان قاطع). رجوع به زُچ ّ شود. ◄ کوتاهترین تیرها را گویند. لغتی است در زج . (برهان قاطع). ◄ لغتی است در زج بمعنی قراقروت . (از برهان ).
زچ . [ زُچ چ ] (اِ)تیر پرتاب . (شرفنامه ٔ منیری ). و رجوع به زُچ شود.