زور زدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(زَ دَ) (مص ل.) (عا.) نهایت تلاش خود را کردن.<br>واژه قبلی: زور آوردنواژه بعدی: زورآزما