زوده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زوده . [ دَ / دِ ] (اِ) پارچه ٔ نازکی که از آن پیرهن سازند. (دیوان البسه ٔ نظام قاری ) : زوده ٔ نرم که اقلیم صفاهان دارد تو مپندار که از معدن کتان دارد. نظام قاری . از پی پیرهن و داریه و زوده ز فارس تا بحدیست مرا میل سپاهان که مپرس . نظام قاری . قوی عجب بوداز کندکان اسپاهان حریروار چنین نرم زوده ٔ دربر. نظام قاری .