زودغرس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زودغرس . [ غ َ رَ ] (ص مرکب ) زودخشم . تندخشم . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) : گرنه بدبختمی مرا که فکند به یکی جاف جاف زودغرس او مرا پیش شیر نپسندد من نتاوم بر او نشسته مگس . رودکی (یادداشت ایضاً).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زودغرس . [ غ َ رَ ] (ص مرکب ) زودخشم . تندخشم . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) : گرنه بدبختمی مرا که فکند به یکی جاف جاف زودغرس او مرا پیش شیر نپسندد من نتاوم بر او نشسته مگس . رودکی (یادداشت ایضاً).