زودرس
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(رَ یا رِ) (ص فا.) آن چه که پیش از موقع مقرر به دست آید.<br>
فرهنگ فارسی معین
(رَ یا رِ) (ص فا.) آن چه که پیش از موقع مقرر به دست آید.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زودرس . [ رَ ] (نف مرکب ) زودرسنده . آنچه که پیش از موقع مقرر بدست آید، مخصوصاً گل و میوه . (فرهنگ فارسی معین ). آنکه زود برسد. (آنندراج ) : بندد آیین دگر چون دیرتر خندد بهار بوی گل از غنچه های زودرس نشنیده ام . میرزا جلال (از آنندراج ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی