زودرام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زودرام . (ص مرکب ) آنکه بزودی رام شود. (آنندراج ) : آن مرغ زودرام که آوردمش کمین دام فریب آب که و دانه ٔ که بود. وحشی (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زودرام . (ص مرکب ) آنکه بزودی رام شود. (آنندراج ) : آن مرغ زودرام که آوردمش کمین دام فریب آب که و دانه ٔ که بود. وحشی (از آنندراج ).