زودخشنود
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زودخشنود. [ خ ُ ] (ص مرکب ) که به سرعت و در اندک زمانی راضی و خوشحال گردد : تیزخشمی زودخشنودی قناعت پیشه ای داروی هردردمندی چار هر بیچاره ای . سوزنی (از یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زودخشنود. [ خ ُ ] (ص مرکب ) که به سرعت و در اندک زمانی راضی و خوشحال گردد : تیزخشمی زودخشنودی قناعت پیشه ای داروی هردردمندی چار هر بیچاره ای . سوزنی (از یادداشت بخط مرحوم دهخدا).