زودباور
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(وَ) (ص مر.) ساده لوح.<br>
فرهنگ فارسی معین
(وَ) (ص مر.) ساده لوح.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زودباور. [ وَ ] (ص مرکب )آنکه سخن دیگران را بی درنگ و بی اندیشه می پذیرد و باور می کند. ساده لوح . مقابل دیرباور. (فرهنگ فارسی معین ). زوداعتقاد و ساده لوح و ساده دل . (ناظم الاطباء).
فرهنگ طیفی واژهدان
خوش باور، سادهلوح، سادهدل، گول، بچه، دهنبین احمق، کودن خرافاتی، متوهم، دراشتباه بیتزویر، خام
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی