زهراب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(زَ) (اِمر.)<BR>۱- آب زهرآلود.<BR>۲- مایهای که شیر را پنیر کند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(زَ) (اِمر.) ۱- آب زهرآلود. ۲- مایهای که شیر را پنیر کند.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(زَ) (اِمر.)<BR>۱- آب زهرآلود.<BR>۲- مایهای که شیر را پنیر کند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(زَ) (اِمر.) ۱- آب زهرآلود. ۲- مایهای که شیر را پنیر کند.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی