زهرآگین
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (ص مر.) زهرآلود.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (ص مر.) زهرآلود.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زهرآگین . [ زَ ] (ص مرکب ) زهرآلوده و دارای زهر. (ناظم الاطباء). آمیخته به زهر. زهرآلود. سمی . (فرهنگ فارسی معین ). زهردار. زهرآلود. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) : نه شکنجی که بود زهرآگین نه شکنجی که بود دوغ آگنج . سوزنی (یادداشت ایضاً).
فرهنگ طیفی واژهدان
سمی، مهلک، کشنده، مضر، پلید ناسالم، ناگوارا مسری، متعفن مسموم، زهرآلود، زهردار، زهری، سمآلود، سمدار، مسمومکننده، سمی
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی