زهاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زهاب . [ ] (اِخ ) نام رودی . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رود زابات (زهاب کنونی ). (تاریخ ایران باستان ج ٢ ص ١٠٤٨). رجوع به همین کتاب ج ١ ص ١٤٤ و ج ٢ ص ١٠٩٤و ١٣٩٢ و ١٨٢٧ و مجمل التواریخ گلستانه ص ٢٥٣ شود.
زهاب . [ زَ / زِ ] (اِ مرکب ) چشمه ای که هرگز نایستد و پیوسته روان باشد. (برهان ) (ناظم الاطباء). چشمه ای که پیوسته روان باشد و هرگز نایستد . (فرهنگ فارسی معین ).
زهاب . [ ] (اِخ ) دشتی در مغرب کرمانشاهان . رجوع به «سرپل ذهاب » شود.