زه بردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زه بردن . [ زِه ْ ب ُ دَ ] (مص مرکب ) در بیت زیر، ظاهراً بمعنی پریشان کردن کاری و گسیختن شیرازه ٔ آن و یا پاداش نیکی کار کسی را از میان بردن آمده است : از یاری تو بریدم ای یار بردی زه کار من زهی کار. نظامی .