زنگوله بستن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زنگوله بستن . [ زَ ل َ / ل ِ ب َ ت َ ] (مص مرکب ) بمعنی زنگ بستن . (آنندراج ). حاصل کردن مرتبه ٔ بلند در فنی و بعضی گویند دعوی مرتبه ٔ بلند کردن . در ولایت رسم است که شاطر یا پهلوان چون به کمال فن رسد زنگوله می بندد. (غیاث ) : از شعرهای طغراگر صد ترانه سازی زنگوله بند شهرت سازد ترانه ها را. طغرا (از آنندراج ).