زنوی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زنوی . [ زِ ن َ وی ی ] (ع ص نسبی ) نسبت از زنا، مقصور است و زِناوی ّ از ممدود. (منتهی الارب ) (آنندراج ). منسوب به زنا و زناکار. (ناظم الاطباء).
زنوی . [ زِ ن َ وی ی ] (ع ص نسبی ) منسوب به زنة یعنی وزنی و سنجیدنی . (ناظم الاطباء). رجوع به زنة شود.