زنده نامی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زنده نامی . [ زِ دَ / دِ ] (حامص مرکب ) نیکنامی . خوشنامی . جاویدانی نام : خوب کرداری ز بهر زنده نامی کرده اند زنده نامی بهتر است از زندگی لحم و عظام . سوزنی (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). میوه ٔ من مدح و آب زندگانی اندر او زنده نامی حاصل آید چون بدو در بنگری . سوزنی . همیشه تا به جهان زنده نامی ابداست حکیم را به ثنا و کریم را به عطا. سوزنی .