زنده دلی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زنده دلی . [ زِ دَ / دِ دِ ] (حامص مرکب ) نشاط. ذکذکة. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). در بیت زیر ظاهراً بمعنی روشن روانی و معرفت و عاشقی آمده است : جماعتی که نخوردند آب زنده دلی چو تخم سوخته ماندند جاودان در خاک . صائب .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی