زندلاف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زندلاف . [ زَ ] (ص مرکب، اِ مرکب ) بمعنی زندخوان است . (فرهنگ جهانگیری ). زندباف . (آنندراج ) (فرهنگ فارسی معین ). همان زندباف است . (شرفنامه ٔ منیری ). بر وزن و معنی زندباف است که مجوس باشد. (برهان ). پیشوای زردشتیان . (ناظم الاطباء)... بمعنی مجوس زندخوان نیز آمده است . (غیاث ). ◄ مرغان خوش آواز. (برهان )... دیگر مرغان خوش آواز. (غیاث ). ◄ بلبل . (برهان ) (غیاث ) (ناظم الاطباء). ◄ قمری . (غیاث ). ◄ فاخته . (غیاث ) (ناظم الاطباء). رجوع به زند و ترکیبهای دیگر این کلمه، زندباف، زندواف و مزدیسنا ص ١٤١ شود.