زنجق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زنجق . [ زِ ج ِ ] (ترکی، اِ) سُک . سیخو. سیخکی و با زدن صرف شود، چون : زنجق زدن، سک زدن . (از یادداشتهای بخط مرحوم دهخدا).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زنجق . [ زِ ج ِ ] (ترکی، اِ) سُک . سیخو. سیخکی و با زدن صرف شود، چون : زنجق زدن، سک زدن . (از یادداشتهای بخط مرحوم دهخدا).