زنباع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زنباع . [ زِم ْ ] (اِخ ) از اعلام است . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به عقد الفرید ج ٦ ص ٦ شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زنباع . [ زِم ْ ] (اِخ ) از اعلام است . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به عقد الفرید ج ٦ ص ٦ شود.