زناته
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زناته . [ زِ ت َ ] (اِخ ) قبیله ای است به مغرب و از آن قبیله است زناتی منجم . (منتهی الارب ). یکی از قبایل بربر. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). قبیله ٔ بزرگی در مغرب بوده است . رجوع به المسالک و الممالک . (صورة الارض ). ابن حوقل ص ١٠٦، کامل ابن اثیر ج ٩ ص ١٤١، ١٤٧، ١٥٧ و صبح الاعشی ج ٢ ص ٣٦٢ شود.