زن گرفتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زن گرفتن . [ زَ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) زن کردن . ازدواج . تأهل . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). زنی را به عقد ازدواج درآوردن . زناشویی کردن . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به زن و دیگر ترکیبهای آن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زن گرفتن . [ زَ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) زن کردن . ازدواج . تأهل . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). زنی را به عقد ازدواج درآوردن . زناشویی کردن . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به زن و دیگر ترکیبهای آن شود.